تبليغاتX
<Image and video hosting by TinyPic مزرعه فیلم
صبحگاهان به باغ رفتم تا دامنی گل سرخ برایت به ارمغان آورم

اما آن قدر گل سرخ چیدم که دامنم تاب نیاورد و بندش ازهم گسست

و گلها راه در یا را در پیش گرفتند

و گویی تو دمی آب و آتش به هم آمیخت

دگر اکنون گلی ندارم تا ارمغانت کنم اما دامنم از بوی آن گلهای سرخ عطر آگین است

اگر خواهی که بوی آن گلهای سرخ را ببویی

امشب سر به دامان من بگذار  . . .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عليرضا دهقان   |